رسوندیمون جایی که جایی رامون ندن(انقدر خرابكاري بار اوردي كه آبرومون رفت) ته دلم خالی بود ته دلت صابون زدم(خودم داغون بودم اما نذاشتم تو ناراحت شي) گفتم رفیقمی واست ترمزم برید(انقدر مرام گذاشتم كه اينكار فرستادتم ته دره) اصلا نفهميدم رفت جلد كي تنت(نميدونم نقش كيو داري بازي ميكني)