193 views
درد درونم رشد کرده. شبیه یک زندانی شدم که در مسیر فرار از زندان، درست میان دویدن و دور شدن به یاد میآورد که خانهای ندارد و کسی منتظرش نیست؛ و غم، غمی چنان بزرگ بر گلویم چنگ میاندازد که توان مهار کردنش را ندارم.
درد درونم رشد کرده. شبیه یک زندانی شدم که در مسیر فرار از زندان، درست میان دویدن و دور شدن به یاد میآورد که خانهای ندارد و کسی منتظرش نیست؛ و غم، غمی چنان بزرگ بر گلویم چنگ میاندازد که توان مهار کردنش را ندارم.